

اگر نیمهشبی با صدای شرشر بارون که به پنجره اتاقت میخوره از خواب پریدی و بارون رو دیدی که چه مهربان به پنجرهی بستهی اتاقت میخوره و دنبال راهی برای ورود میگرده، اونوقت اگه جای خالی کسی رو در آغوشت احساس کردی، اگه بارون با همهی زیبایی اشک به چشمانت آورد، اونوقت پنجره رو باز کن و صورتت رو از خنکی بارون پنهان نکن و بذار قطرههای بارون با اشک چشمهات یکی بشه. اگر دلتنگم شدی، لحظه های با هم بودنمان را به خاطر بیاور، اندکی نگاهم را به یاد بیاور، مرا خواهی یافت آنجا که مرا به دست فراموشی سپردی ....
ولی هرگز نمیتوان همه مردم را برای همیشه فریف
ت.
ندارد ۰۹۱۹۱۳۷۰۴۰۷ احمد حسین کلاری
تا می پریدم به اوج اسمان ها
دور می شدم از این شهر پر فریب
می رفتم تا اوج زیبایی ها
یا که ای کاش می رفتم
از این خانه پر ریا
می رفتم و نمی ماند از من هیچ جای پایی
کاش می رفتم نه تنها
با او که هر شب چشمان پر برقم
منتظر رسیدنش است
منتظر لحظه ای دیدارش
و ان گل ارکیده که تنها نشسته
شاید هم منتظر است
شاید منتظر دستی است که سیرابش کند
و حال من نیز چون ارکیده تشنه ام
تشنه ی اینجا نماندن
تشنه رفتن
تشنه پرواز با او که وجودش زیباست
من امیدم باقی است
رویایم جان دارد در وجودم
و شاید جان دارد در سرشتش هنوز
چون قاصدک پر شور و شر
چون زوزه ی دریا در حلزون
و با ان اوای شبا هنگامان
که زندگی می بخشد زمینیان را.
دوباره غروب آمدو من تنها ماندم با دریای خویش .صدای موج را آرام
در گوش خود زمزمه می کنم /وجودم را آماده هر سخنی می کنم
تا در میان منجلاب خودم غرق نشوم /فریادم در اوج غرورم بر می گردد
باید دلم را به دریا بزنم تا میان من و او هیچ صدای نباشد......
کاش میشد من هم مثل فرشته ها بال داشتمو پرواز میکردم
کاش میشد از جنس خاک نبودم
کاش میشد بفهمم سرو ته دنیا کجاست
کاش میشد دیگه این شهرو نبینم
کاش میشد فکرم یک لحظه آروم می گرفت
.............نیازی به آب و غذا نداشتم
............افسانه؟ الف
...........رویا؟ب
......تنهایی؟ج
....غروب؟د
...اتمام؟ کاش میشد یک گزینه انتخاب کنید.
الف ب ج د یا اتمام .از طریق نظر ما رو خوشحال کنید




